عباس اقبال آشتيانى
76
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
باز ميان متمدنين صلحجوى بىآزار و بياباننشينان غارتگر دزد فرق فاحش مىگذاشت چنان كه اويغورها و مسلمين و چينىها را به خود نزديك مىكرد و بر خلاف از منچوها و تنگغوتها و تركان خوارزمى و افاغنه نفرت داشت و با ايشان به سختى معامله نمود . خان مغول چنان كه گفتيم از متمدنين ممالك مغلوبه مخصوصا از مسلمين و چينىها و اويغورها مصاحبين و مشاورينى داشت و معروفترين مشاورين او سه نفر بودند . محمود بلواج از مسلمين و تاتاكوس از اويغورها و يلوچوتساى از چينىها . يلوچوتساى كه به سال 1190 ( 586 . ه ) تولد يافته اصلا از مردم چين شمالى بوده و پدر او در خدمت سلاطين كين سمت وزارت داشته . اين شخص در ابتداى جوانى به تحصيل علم و حكمت رغبتى پيدا كرده و در نجوم و جغرافيا و ادب رنج برده و كتب فراوان در اين رشتهها جمع آورده بود و در 1213 ( 614 . ه ) حكومت شهر پكينگ را داشته است . موقعى كه چنگيز خان اين شهر را گرفت يلوچوتساى به علت كينهاى كه عموم مردم ختا نسبت بسلاطين كين داشتند در خدمت چنگيز داخل گرديد و از اين تاريخ معزز و محترم شد مخصوصا چون مردى زيرك و مدبر و بنجوم نيز آشنائى داشت و مغول نيز ستارهشناسان و علماى احكام نجوم را احترام فوقالعاده مىكردند روز به روز مقامش در دستگاه چنگيزيان عالىتر مىگرديد . « مردى از طايفهء تنگوت كه بساختن كمان مشهور و به همين علت پيش چنگيز عزيز بود بسبب قرب منزلتى كه نزد خان مغول داشت پيوسته مىگفت براى قومى كه جز به جنگجوئى و لشكركشى بامرى ديگر توجه ندارند وجود يك نفر اديب دانشمند مثل يلوچوتساى به چه كار مىآيد و چون اين سخن به گوش يلوچوتساى رسيد او را مخاطب ساخته گفت : همانطوركه براى ساختن كمان استاد كارگرى لازمست در ادارهء ممالك نيز وجود كارگران بصير از ضرورياتست . بعد از آنكه اين جواب را به چنگيز خان رساندند بيشازپيش بر منزلت و مقام او افزود . » يلوچوتساى در تمام لشكركشىهاى چنگيز با او همراه و در جميع كشتارهاى او شاهد عينى بود و با اينكه جسارت مخالفت با سياست چنگيز را نداشت هر قدر مىتوانست بيچارگان را از كشته شدن نجات مىبخشيد ، مرضى را دوا و غذا مىداد و كتب و